يك نسل بعد از آن (1397 ـ 1400) سخن گفتيم‌؛ تدريس وي بيشتر جنبه‌ٴ علمي داشت‌، ولي او يوناني بود و ما اينك از غيريونانيان سخن مي‌گوييم‌. نيكولو دي نيكولي (1363 ـ 1437) نسخه‌هاي يوناني و هم‌چنين لاتيني را گردآوري‌، حاشيه‌نويسي و شرح كرد؛ وي را از بنيانگذاران تدوين متون انتقادي دانسته‌اند، ولي اين را تنها در مورد نسخه‌هاي خطي لاتيني‌ مي‌توان گفت‌؛ مسلماً يوناني وي ضعيف بود و در اين زمينه به كمك آمبروجو تراورساري‌(1368 ـ 1439) نياز داشت‌. اين آمبروجو يكي از شاگردان خريسولوراس و از راهبان‌ كامالدولي ـ يگانه كشيش در ميان همه‌ٴ فضلايي بود كه در اين بخش از آنان سخن گفتيم‌؛ وي‌ بيشترين لذت را در مطالعه‌ٴ آثار يوحناي (يوآنس‌) زرّين‌دهان و ترجمه‌ٴ رساله‌ٴ ديوگِنِس‌ لائرتيوس (سوم ـ 1) يافت‌. چيرياكوي آنكونايي (حدود 1391 ـ 1450) ادبيات را از دانته‌ تا ويرژيل و از ويرژيل تا هومر درجه‌بندي كرد؛ وي در قسطنطنيه يوناني آموخت و نسخه‌هاي خطي يوناني را گردآورد، از جمله آثار هرودت‌، بقراط، افلاطون‌، ارسطو، پلوتارك‌، بطليموس و جالينوس را. در يونان و جزاير يوناني سفرهاي زيادي كرد و پيكره‌ها و كتيبه‌هاي يوناني را كشف كرد (از جمله سنگ قبر منسوب به هومر را در خيوس‌)؛ نخستين‌ غربي بود كه از ويرانه‌هاي اِفِسُس ديدار كرد (1447)، و از نخستين بنيانگذاران‌ باستان‌شناسي و كتيبه‌خواني بود. آنجلي دا اسكارپاريا نسخه‌هاي خطي ديگري (از هومر، افلاطون‌، ارسطو و آباي يوناني كليسا) را از شرق با خود آورد؛ گوارينوي ورونايي كه پنج‌ سال را در خانه‌ٴ خِريسولوراس در قسطنطنيه گذرانده بود (1404 ـ 1408) با بيش از 50 نسخه‌ٴ خطي به ونيز بازگشت‌؛ جوواني اوريسپاي سيسيلي در سال 1423 با كتاب‌خانه‌اي‌ شامل 237 نسخه‌ٴ خطي به ونيز وارد شد.
پيداست كه مقارن آغاز سده‌ٴ پانزدهم انسانگرايي يوناني كاملاً سربرآورده بود؛ هنوز تقريباً همه‌ٴ كارها باقي بود، ولي علاقه به انجام دادن آن به يك اندازه لذت‌بخش بود.
همه‌ٴ كساني كه تا به اين‌جا ذكر كرديم ايتاليايي بودند. ولي علاقه به انسانگرايي يوناني در فرانسه هم بيدار مي‌شد. فيليپ دومزير در حدود 1384 نقشه‌اي براي ايجاد مدارسي كشيد كه در آنها يوناني هم مانند ساير زبان‌هاي شرقي تدريس شود. البته اين ادامه‌ٴ طرحي بود كه‌ در شوراي وين (1311 ـ 1312) مطرح شد؛ ولي در عين حال دنبال‌كردن يك روٴيا بود تا واقعيت‌. در اثناي سده‌ٴ پانزدهم براي افرادي از فضلا كرسي‌هاي تدريس در دانشگاه‌ها ايجاد شده بود؛ مثلاً از سال 1458 به بعد گريگوريوس تيفرناس و شاگردش گيورگيوس‌ هرمونيموس اسپارتي در پاريس يوناني درس مي‌دادند. روشلن‌، بودئوس و اراسم از جمله‌ٴ شاگردان گريگوريوس بودند. پيش از سال 1465 در پاويا برخي آموزش‌هاي يوناني وجود داشت و كنستانتين لاسكاريس از حدود 1465 تا هنگام مرگش در سال 1501 در مسينا